زماني در اثناي 1280 و 1300 (1310)، دايرةالمعارف مفصلي در 23 كتاب تأليف كرد،1 كه احتمالاً محتوي و ترتيب آن از تصميم دانشگاه پاريس در 1255، داير به مجازبودن آموزش تمام آثار ارسطو، الهام گرفته شده بود. اين دايرةالمعارف به ترتيب از انسان، موجودات روحاني، و خدا بحث ميكند، و در آن اشارههاي زيادي به مسائل طبيعي ديده ميشود؛ از قبيل ماهيت ماده، اوپتيك، فيزيولوژي، روانشناسي، بادها، ستارگان دنبالهدار، زنبور عسل، تندر، زمان و حركت، مدارها و حركات جرمهاي آسماني، و غيره. در آن (كتاب 22) پديدههاي آسماني نه با خارج از مركز و نه با تدوير، بلكه به ترتيبي غير از روش بطروجي توضيح داده شده است. اين دايرةالمعارف بيشتر مجموعهاي اقتباس شده از مآخذ يوناني، عربي، و لاتيني است. در ميان گروه اخير بيشتر از آلبرت كبير و قديس توما نقل شده است. تلقي كلي نوافلاطوني سازشكار با ارسطو و افلاطون است. دايرةالمعارف هانري بات در فيلسوفان بعدي چندان تأثيري نداشت و نيكولاي كوزايي در نقل آن تنها بود.
در 31 ژانويهٴ 1310، يك كسوف حلقوي را رصد كرد. (مسلماً چنين كسوفي در آن روز در فلاندر قابل روٴيت بود).
هانري بات از بهترين اخترشناسان عصر خويش، يا به عبارت ديگر در زمرهٴ اخترگويان داراي بهترين ذهن علمي بود. او بر اخترگويان تا سدهٴ شانزدهم، تأثير زيادي اعمال كرد.
دربارهٴ ويلهلم موربكي ¿ فصل مترجمان؛ دربارهٴ آلبرت كبير ¿ فصل فلسفه؛ دربارهٴ ويتلو
¿ فصل فيزيك.
لئوپولد اتريشي2
اخترشناس و هواشناس اتريشي، كه احتمالاً در اواسط يا نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، برآمد. او رسالهاي در باب اخترشماري تأليف كرد كه به اعتراف خودش3 يك گردآوري است، شامل ده كتاب. هدف اصلي آن اخترگويي بوده، ولي داراي مبناي اخترشناسي است. لئوپولد صاحبنظر ضعيفي بوده؛ نظريههاي متضاد را با هم مخلوط كرده، و نتوانسته است از جدال اصلي آن زمان در مورد تداوم يا اقبال و ادبار اعتدالين، و بطليموس يا بطروجي نتيجهٴ صريح و قاطعي بگيرد. با